صفحه اول     تماس با ما     پیوندها   جمعه، 12 شهریور 1389 - 22:02   
  کنسرت استاد شجریان در کانادا و آمریکا     تکذیب خبر 20:30 درباره دیدار ابطحی و خاتمی     استاد فرامرز پایور درگذشت      هفته نوزدهم رقابتهای لیگ برتر فوتبال: کار سخت پرسپولیس و تلاش استقلال برای فرار از بحران      نیروهای لباس شخصی در دفتر میرحسین       
نسخه چاپي - ارسال به دوستان - اندازه متن: + -  شماره: 2742دوشنبه، 16 آذر 1388 - 08:36
بیانیه میرحسین موسوی به مناسبت 16 آذر
میرحسین موسوی در بیانیه ای که به مناسبت 16 آذر منتشر کرد نوشت: جامعه ایران بعد از انتخابات اخیر دچار تحول شده است.
  

خبر آنلاین : میرحسین موسوی در بیانیه ای که به مناسبت 16 آذر منتشر کرد نوشت: جامعه ایران بعد از انتخابات اخیر دچار تحول شده است.

به گزارش بی بی سی موسوی در ابتدای این بیانیه ، با اشاره که سه دانشجویی که در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و در صحن دانشگاه تهران کشته شدند، می نویسد: "در روزهای تلخ بعد از کودتای 28 مرداد و در تاریکترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر می‌رسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می‌کرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است. آن "سه قطره خون" و آن "سه آذر اهورایی" که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیم‌تر در جان مردم شهادت ‌دادند."

میرحسین موسوی در ادامه بیانیه خود به تحولاتی که جامعه ایران در ماه های اخیر تجربه کرده پرداخته است و بزرگترین سوال پیش روی طرفداران و مخالفان خود را این دانسته که "ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟"

میرحسین موسوی در ادامه نوشته است: "  یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند."

بیانیه میرحسین به نقل از سایت جوان فردا :

مهندس موسوی در بخشی از این بیانیه می گوید:

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیت‌های اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازه‌ای که بتوانند خواست‌ها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ ‌کند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید.

جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند.

در میان زیبایی‌های بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌کرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت که فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر می‌کرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمی‌تواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می‌بیند. همین‌گونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهره‌مند شدن این است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می‌نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می‌کند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی می‌بیند که می‌تواند به زیبایی‌های دین رو کند، اگر نتوانسته‌ است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا می‌تواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمی‌کند ترک کند و بی‌آن‌که بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بی‌اساس بخواند.

   
  
اخبار مرتبط:

نظرات کاربران: 21 نظر (فعال: 1 ، در صف انتشار: 20، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
* نام: hamed             کشور: سه شنبه، 17 آذر 1388 - 16:58
نظر: ای کاش اقای موسوی که از دین حرف میزنه میدید اکثریت (بیش از90درصد)طرفداراش که اغلب جوونای بچه پولداری هستندکه ازبالا شهر اومدن ،چطوری دینرو رعایت میکنن.این فقط یه طرف قضیه است اگه خوداقای میرحسین به ولایت اعتقادداشت به این راحتی زیر پا نمی گذاشتش .

اگه به ایران اعتقاد داشت،نه به حزب و قدرت این همه تفرقه رو توکشور ایجاد نمی کرد .از اقای خاتمی که کار بلد ترنیست ،ایشون چه گلی به سر مازدن که موسوی می خواست بزنه .
 51       114 

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
برنگار
آب و هوای 44 شهر
موتور جستجوی قطره
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها
© خبری- تحلیلی

Powered By: barnegar.com