صفحه اول     تماس با ما     پیوندها   شنبه، 13 شهریور 1389 - 01:54   
  کنسرت استاد شجریان در کانادا و آمریکا     تکذیب خبر 20:30 درباره دیدار ابطحی و خاتمی     استاد فرامرز پایور درگذشت      هفته نوزدهم رقابتهای لیگ برتر فوتبال: کار سخت پرسپولیس و تلاش استقلال برای فرار از بحران      نیروهای لباس شخصی در دفتر میرحسین       
نسخه چاپي - ارسال به دوستان - اندازه متن: + -  شماره: 2706دوشنبه، 2 آذر 1388 - 09:06
وای اگر این اتفاقات در دوران اصلاح طلبان رخ می داد!
تلاش ناموفقی که برای مذاکره با آمریکا و حتی تحویل دادن اورانیوم به روسیه صورت گرفت با همه موازین و اصول مورد قبول در تضاد بود. سکوت سنگین اصولگراها در برابر این انحراف واقعا شگفت انگیز است ...فجایعی که در هفته های اخیر در اطراف تهران در عرصه ناموسی رخ داد...هفته گذشته یک سرمایه دار که خود اصولگراها به برخورداری او از صدها میلیارد تومان ثروت اعتراف دارند از مجلس رای اعتماد گرفت تا وزیر رفاه باشد...روز جمعه 22 آبان با حضور رئیس جمهور دولت اصولگرا در همدان و در قالب جشنواره ای برای بزرگداشت ابوعلی سینا از حسین نصر رئیس دفتر فرح پهلوی تجلیل شد و به او جایزه « حکمتانه » دادند... اگر این وقایع و رویدادهای فراوان و تامل برانگیز دیگر از این دست، در دولت اصلاح طلب ها صورت می گرفت اصولگراها در رسانه هایشان و در مجلس و هر جای دیگر که حضور دارند حتی در حوزه های علمیه چه غوغائی به پا می کردند!البته حق هم داشتند ولی آیا اکنون حق ندارند و یا وظیفه ای برعهده آنها نیست؟!
  

با قطع نظر از اختلافات سیاسی و تفاوت های اساسی و ریشه ای که میان دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب درباره مسائل مهم سیاست خارجی و داخلی وجود دارد و بدون قضاوتی درباره اینکه نظر کدام جناح درست است و کدام غلط این واقعیت بسیار مهم را نمی توان کتمان کرد که هر دو جناح هنگامی که قدرت را در اختیار دارند نسبت به اصول و ارزش ها اهل مسامحه می شوند و هنگامی که رقیب در مسند قدرت است تسامح را کنار می گذارند. این یعنی پوست انداختن جناح ها.

اینکه خوبست جناح ها پوست بیاندازند یا نه موضوع مهمی است که شاید تا به حال هیچیک از آنها به عوارض آن برای خودشان توجه نکرده باشند ولی تردیدی نباید کرد که این پوست انداختن برای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و کشور و ملت زیبانبار است . برشمردن این زیان را اگر به بعد از تبیین اصل موضوع موکول کنیم بهتر است .

اصل موضوع اینست که اصلاح طلب ها وقتی از قدرت دور بودند به همه عملکردها و موضعگیری های جناح رقیب ایراد می گرفتند که اینها برخلاف خط امام و اصول انقلاب است و اگر قدرت در اختیار ما باشد ما می دانیم چگونه خط امام و اصول انقلاب را پیاده کنیم .
 
در آن زمان هنوز عنوان « اصلاح طلب » برای این جناح در نظر گرفته نشده بود و جناح مقابل هم هنوز با عنوان « اصولگرا » شناخته نمی شد.
 
وقتی دولت اصلاحات تشکیل شد همه شعارهای خط امامی فراموش شد و حتی سران جناح اصلاح طلب در برابر اظهارات شگفت انگیز و نوشته های حیرت آور همفکران خود که می گفتند انقلاب تمام شده و می نوشتند امام حسین علیه السلام در کربلا انتقام تندروی های حضرت علی علیه السلام در بدر را پس داده واکنش نشان نمی دادند درحالی که اینها از شناخته شده ترین خط قرمزهای امام خمینی بودند و اگر در زمان حیات ایشان چنین مطالبی گفته یا نوشته می شد به شدت موضعگیری می کردند. در آن دوران اصولگراها در برابر این قبیل مسائل و اموری از قبیل تسامح فرهنگی و مذاکره با آمریکا و وزیر و وکیل شدن افراد ثروتمند بشدت عکس العمل نشان می دادند.

وقتی قدرت به دست جناح رقیب افتاد و فصل حاکمیت اصولگراها شروع شد بسیاری از اصول رنگ باختند و به برکت تسامح که گویا در اردوگاه اصولگرائی به دلیل آنکه آنها معتقدند پیچ و مهره دین را در اختیار خود دارند و هر کاری بکنند و هرچه بگویند عین دیانت است بسیاری از نارواها کاملا روا شدند. پوست انداختن جناح ها یعنی این .

برای آنکه کلی گوئی نکرده باشیم به دو سه مورد از مصادیق تسامح اصولگراها در هفته های اخیر اشاره می کنیم .

تلاش ناموفقی که برای مذاکره با آمریکا و حتی تحویل دادن اورانیوم به روسیه صورت گرفت با همه موازین و اصول مورد قبول در تضاد بود. سکوت سنگین اصولگراها در برابر این انحراف واقعا شگفت انگیز است . برای لحظه ای تصور کنید اگر در دولت اصلاح طلب ها چنین اقدامی صورت می گرفت اصولگراها در رسانه هایشان و در مجلس و هر جای دیگر که حضور دارند حتی در حوزه های علمیه چه غوغائی به پا می کردند! البته حق هم داشتند ولی آیا اکنون حق ندارند و یا وظیفه ای برعهده آنها نیست !

فجایعی که در هفته های اخیر در اطراف تهران در عرصه ناموسی رخ داد اگر در دوران اصلاحات رخ داده بود اصولگراها فریاد بر می آوردند که این فجایع از نتایج حاکمیت اصلاح طلب هاست . چرا اکنون اصولگراها اکنون از خود نمی پرسند در چهار سال و نیم حاکمیت دولت اصولگرا چه عملکردی وجود داشته که اکنون شاهد چنین فجایع کم نظیری هستیم.

روز یکشنبه هفته گذشته یک سرمایه دار که خود اصولگراها به برخورداری او از صدها میلیارد تومان ثروت اعتراف دارند از مجلس رای اعتماد گرفت تا وزیر رفاه باشد. اصولگراهای مجلس برای وزیر شدن او صلوات هم فرستادند و حتی بعضی از آنها به کسانی که ثروتمند بودن را مانعی جدی برای درک وضعیت محرومین دانستند تشر زدند و توپیدند یعنی که ثروتمند بر دو نوع است خوب و بد وقتی از ما باشد خوبست و فقط درصورتی که از ما نباشد بد است !

حالا تصور کنید اگر در دولت اصلاحات فردی با صدها میلیارد تومان ثروت برای وزیر شدن به مجلس معرفی میشد چه غوغائی توسط همین اصولگرایان به راه می افتاد و چه وا انقلابا و وا اماما که سر داده نمی شد.

روز جمعه 22 آبان با حضور رئیس جمهور دولت اصولگرا در همدان و در قالب جشنواره ای برای بزرگداشت ابوعلی سینا از حسین نصر رئیس دفتر فرح پهلوی تجلیل شد و به او جایزه « حکمتانه » دادند. جالب است که این شخص قبلا توسط رسمی ترین موسسات فرهنگی وابسته به اصولگرا یک شوالیه ناتوی فرهنگی دانسته شده بود که در طول 31 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دست دردست آمریکائی ها و فرح و اشرف و بنیاد سوروس و چندین موسسه جنگ نرم به نظریه پردازی علیه انقلاب و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخته است .
 
حالا اصولگراها به چنین شخصی جایزه داده اند برای او کف زده اند و در مجلس اصولگرا حتی یکنفر به این خیانت اعتراض نکرد و محافل فرهنگی و رسانه های اصولگرا نیز سکوت را بر هر موضعگیری دیگری ترجیح دادند غیر از یک انتقاد نیم بند که در یکی از آنها صورت گرفت آنهم لابد برای خالی نبودن عریضه ! وای اگر این اقدام در دولت اصلاحات صورت می گرفت . رئیس جمهور اصلاحات اگر به این شوالیه ناتوی فرهنگی جایزه میداد قطعا قبل از آنکه از همدان به تهران برسد هم خلع سلاح می شد و هم خلع ید ولی چون پیچ و مهره دین در اختیار اصولگراهاست آنها هر کاری بکنند درست است و کسی را حق اعتراض نیست آنچه آن خسرو کند شیرین بود!
 
زیان پوست انداختن جناح ها قبل از دیگران متوجه خودشان می شود. مردم وقتی عدم انطباق عمل ها با شعارها را ببینند از جناح ها برمی گردند و به آنها بی اعتقاد می شوند. این بی اعتقاد شدن یک خطر برای کشور و نظام است زیرا بی اعتقادی موجب بی اعتمادی می شود و فعالان سیاسی فقط هنگامی می توانند خدمت کنند که مورد اعتماد مردم باشند.
 
از این ها خطرناک تر ضربه ایست که به اصول و آرمان ها وارد می شود. اصلاح طلب واقعی کسی است که در برابر مفاسد بایستد و تمام توان خود را برای جلوگیری از وارد آمدن خسارت به اصول بکار بگیرد. اصولگرای واقعی کسی است که اصول را فدای منافع زودگذر خود نکند. کمترین آسیبی که از رهگذر پوست انداختن جناح ها متوجه کشور می شود فراموش شدن اصول و روی آوردن مسئولان به توجیه است .
 
تاکنون زیان های زیادی از ناحیه همین توجیه گر شدن که نتیجه مستقیم پوست انداختن جناح هاست متوجه کشور و ملت و انقلاب و نظام گردیده است . اگر این روند خطرناک هرچه زودتر متوقف نشود چه بسا زیان آن دامن اسلام رانیز بگیرد و چنین مباد!

منبع : جمهوری اسلامی

   
  
نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
برنگار
آب و هوای 44 شهر
موتور جستجوی قطره
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها
© خبری- تحلیلی

Powered By: barnegar.com